تبلیغات اینترنتیclose
در محفل انس منزل سوم
پیچک ( انسیه موسویان)
شعر و ادب پارسی

انسیه

        حالا فقط مانده باد بیاید حواس روسری ام را پرت کند  .....  انسیه موسویان

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


دلتنگي

 

**

 

امروز

پنج روز است

كه نگاهم مي كني

از لا به لاي نقاشي هاي مهتاب

ونفس مي كشي

در روياهاي شبانه ام

حالا

زود مي خوابم

شبها

و كارهاي تكراري خانه

از حوصله ام

سر مي روند!

اين بار سوم است

كه داغ مي كنم

فنجان چاي يخ كرده ات را!

برخيزم

شعر تازه اي دم كنم

تا از شانه هايم

بريزد دلتنگي

شعر تازه اي...

تا  تو

به خانه

برگردي...

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/7/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 210

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

... وصبح روشن و زيباي اول خرداد

چه اتفاق قشنگي براي باغ افتاد!

تو با بهار تو با عطر ياسهاي سپيد

تو با طراوت باران تو با ترانه ي عيد

تو از حوالي ارديبهشت آمده اي

از آسمان خدا از بهشت آمده اي

تو از سپيده سحر از ستاره سرشاري

آز آب و سبزه و باران ترانه ها داري

به من كه از نفس ابرهاي تيره پرم

براي بال زدن تا تو لحظه مي شمرم

مسير خانه ي خورشيد را نشان دادي

و بالهاي  ظريف مرا  تكان  دادي

تو سيب سرخ بهشتي ولي چه فايده؟آه....

براي چيدنت از شاخه دست من كوتاه....

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/4/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یک چهار پاره ی بهاری کودکانه و نوجوانانه .....!

 

 

می رسد بهار از راه

خنده می کند خورشید

تاب می خورد گنجشک

روی شانه های بید

 


قاصدک به دوش باد

شادمانه می رقصد

روی شاخه ها با شوق

هر جوانه می رقصد

 


من دلم پر از شوق است

گرم شعر و آوازم

خسته از نشستن ها

بیقرار پروازم

 


کاش می توانستم

چون پرنده ها باشم

در زلال این آبی

لحظه ای رها باشم

 


پر کشم به آن سوها

سمت خانه ی خورشید

پر شود گلویم باز

از ترانه ی خورشید!

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/2/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 109

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

همین که برگی از آن شاخه ی جوان افتاد

نگاه  مرد  مسافر به  آسمان  افتاد


صدای سوت قطاری شکست در شب دشت

و لرزه  بر  تن تبدار  ارغوان  افتاد


ستاره های طلایی سیاه پوشیدند

ستاره ی من از آغوش کهکشان افتاد


شکفت بغض غریب قناری غمگین

و قطره قطره از آن چشم مهربان افتاد


چه واژه ها که به یادت کبود شد یخ زد

چه شعرهای سپیدی که از دهان افتاد!


همیشه یاد تو شیرین! هنوز با مایی

اگر چه فاصله ای تلخ بینمان افتاد


تو تا همیشه و هرگز تو تا ابد تو هنوز...

تو اتفاق شگفتی که ناگهان.... افتاد!


دلم دوید پی ات پله پله تا ملکوت

و خواست با تو بیاید ...که نردبان افتاد!

 صدای پای مسافر به گوش باد رسید

و قصه اش همه جا بر سر زبان افتاد...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1385/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 194

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تا بشکفد دوباره همه برگ و بارمان

کی می وزی نسیم دل انگیز یارمان؟

کی می شود صدای  تو جاری در این سکوت؟

کی می رسد به صبح شب انتظارمان؟

روزی که دف به رقص در آید به دست تو

روزی که عاشقانه بخواند سه تارمان...

شادیم از اینکه در تب توفان کینه ها

شد دستهای مهر شما سایه سارمان


پاییز می وزد ولی از فتنه اش چه باک؟

گل می دهد به یمن تو باغ بهارمان...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1385/7/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

    پيغام

**

با باد رهگذر

اين راز را بگو

روزی اگر گذشت

يک شاخه گل بکارد

بر گيسوان سوخته ی دختران دشت

وقتی که می رسند

از تپه های دور

بر شانه های روشنشان کوزه های نور...

با ابرها بگو

دامن بگسترند

بر دشت بی بهار

اين خاک

در انتظار چک چک آواز چشمه است

اين خاک تشنه است.....

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دستی بکش

که خستگی را

از شانه ام بتکاند

چتری بکش برايم

در اين غروب ابری نم نم

شب را اگر کشيدی

مهتاب را

بر دامنش بدوز

هر روز

خورشيد من

از برگهای دفتر نقاشی تو

آغاز می شود.......

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 177

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ديگر نمی تراود از سينه ام ترانه

خاليست گونه هايم از گريه ی شبانه

آوازهای سردم خاموش و بی فروغند

آتش نمی کشد هيچ از روح من زبانه

آن بالها که روزی تا اوج می پريدند

پروازشان محالست حتی به بام خانه

ای اشتياق آبی! دلتنگ آسمانم

در من بريز يک روز شوقی کبوترانه

 پاييز بودم اما امشب به يمن نامت

روييده بر لبانم يک شعر عاشقانه....

 

انسیه موسویان

         http://ensiye.persianblog.ir/1384/9/        

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 129

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

از آسمان

يک شب صدا زدند تو را

فوج فرشته ها

ناگاه

يک جفت بال روشن شفاف

بر شانه های محض تو روييد

با ماه با ستاره سخن گفتی

خورشيد

پيشانی نجيب تو را بوسيد....

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/8/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 86

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دو سپيد...

     ۱

در کوله بارم

هر غروب

به خانه می برم

اندوه متراکم هزار آسمان ابری را

شبانگاه

ستاره ها

سر بر بالشم می گذارند

و مهتاب

در چشمهای خيسم

به خواب می رود.

 

      ۲

می آيم

می آيم

با عطر نمناک ساقه های برنج

در رگها

می چرخم

می رقصم

چون بوسه ی خيس مهتاب

بر گونه های دريا

سر شارم

از غرور قله های مه پوش

مرا نفس بکش

مرا بنوش....

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/7/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل سوم, | بازديد : 35

صفحه قبل 1 صفحه بعد