تبلیغات اینترنتیclose
در محفل انس منزل چهارم
پیچک ( انسیه موسویان)
شعر و ادب پارسی

انسیه

        حالا فقط مانده باد بیاید حواس روسری ام را پرت کند  .....  انسیه موسویان

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


بی گنجشک و آواز

**
 
می توانیم
غروب های پاییز
قدم بزنیم
در خیابان های بی درخت و بن بست
بی گنجشک و آواز
و به نگاه های بی تفاوت
که از کنارمان می گذرند
_سرد_
لبخند بزنیم
 
می توانیم
چکه
چکه
بباریم
دلتنگی هایمان را
بر شانه های سنگی  این شهر
می توانیم در این حجم سنگین دود و
دروغ و
دیوار
ترانه نخوانیم
ستاره نچینیم
پرنده نمانیم
نمی توانیم اما
نمی توانیم


       عاشق نباشیم...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/9/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 189

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یک خط به روی پیشانی خطی کنار ابرویم

در هرم داغ تابستان برفی نشسته بر مویم

این برف و هرم تابستان؟!من آن درخت سر سبزم

حتی شکوفه باران است در برف دست و بازویم

دور از هجوم پاییزم با بادها گلاویزم

آرام و سر به زیر اما پیوسته در تکاپویم

دارایی ام در این دنیا یک دست مهربان تنها

دستی که سایبانم شد گل زد شبی به گیسویم

یک آشیانه یک بوسه قلبی که می تپد از شوق

این سهم کوچکم از عشق طفلی که خفته پهلویم

ای جاده های دورادور! من پابه پایتان پر شور

تنها نمی روم آری او می کشد به هر سویم

جز عشق او که جاوید است جز مهر او که پا بر جاست

چیزی دگر نمی خواهم چیزی دگر نمی جویم!

 

 

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/7/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تو مانند پری های خیالی

کنار چشمه های نقره ای رنگ

و یا مثل سرودی عاشقانه

که می خوانند با آواز دلتنگ

 

تو مثل  قصه های کودکانه

زلال و ساده اما سخت شیرین

شبیه لای لای وقت خوابی

زمانی شاد  گاهی تلخ و غمگین

 

تو را حس کرده ام در عطر شب بو

تو را خواندم شبی در چشم مهتاب

تو آن رویای شیرینی که هر شب

به نرمی می وزد بر مخمل خواب

 

بخوان از گیسوان زرد خورشید

بگو از اسب جادوی پریزاد

بیا تا آخر این قصه باشد

شبیه قصه های کودکی شاد

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/2/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 169

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بهار

 

بهار آمد و سر زد به آشیانه ی من

شکوفه کرد غزل های عاشقانه ی من

نسیم آمد و یک شاخه  گل به مویم زد

از آب و آینه سرشار شد ترانه ی من

گذشت تلخی شبهای سخت و بی خورشید

رسید روشنی دل، چراغ خانه ی من

زلال روشن آوازهای او جان داد

به بی قراری احساس کودکانه ی من

بخوان ترانه قناری که بعد آمدنش

بهار آمد و گل داد یاس خانه ی من

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/12/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 209

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


هذیان

**

زیبای خفته بیدار نمی شود چرا؟

اندازه ی پایش نیست

کفش بلور سیندرلا

آنجا را ببین!

با آن شنل سیاهش

با ان دندانهای تیزش

گرگ بدجنس را خورد

                    شنل قرمزی!

دم در آورده اند

فرشته های مهربان!

اینجا چه خبر است مامان؟!

....

_هیچ

همه جا آرام است

دارم پاشویه ات می کنم دخترم!

 


 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/9/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چند طرح

**

یک

 باران نمی بارد چرا من خیس عطرم؟

باران عطر یاس

    از دیوار همسایه!

 

دو

 حرف مرد و زن که گل می کرد

دخترش پروانه می آمد

 

سه

 در اتاق خواب

مرد

در هجوم خواب های کوچک رنگی

زن 

و

یک آغوش دلتنگی!

 

 چهار

 در پارک

کودک شیطان پر غوغا سوار تاب

مادر بی تاب!

 

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/8/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 387

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شب های بی مهتاب

**

مثل عروسکهای تنهایش

دلتنگ

یا دفتر نقاشی اش افتاده این گوشه

بی حوصله , بی رنگ

می ایستم اینجا کنار پنجره

              هرچند

با شب,ستاره, ماه

          نزدیکم

من مثل این خانه که بی مهتاب....

تاریک تاریکم!

                    

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/3/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 191

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

شب

 

شب روبه روی من ؛من پشت پنجره

خواب ستاره ها ؛ لالای  زنجره

ازکوچه سایه ای رد می شود و بعد

گرد چراغ ها پرواز شب پره

شب تیره و عبوس ؛ شب بی نهایت است

دنیا گمان کنم خواب است یکسره

انگار شب زنی ست عفریته کینه جو

در زیر چادرش من در محاصره

شبهای سوت و کور شبهای از تو دور

شبهای بی فروغ بی شعر و خاطره


برگرد با چراغ برگرد با امید

شاید سحر شود شب پشت پنجره...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/2/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 183

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

گوش کن

رعد و برق پا گذاشت به فرار

آسمان زلال

باد هم نشسته گوشه ای

                              بی خیال

یاسها هنوز هم

عطر می پراکنند

یا کریمهای پشت پنجره

دانه خورده اند

سر فرو برده اند زیر بال هم

پلکهای خسته را ببند

صبح

با سرود بق بقویشان بلند می شویم.

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1387/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 244

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

حالا سه شب گذشته که من توی این اتاق...

شبها ی من ولی همه بی ماه .... بی چراغ

فنجان چای سرد شده...رختهای چرک

ظرف غذا که پخته و سر رفته از اجاق

خودکار بیک و کاغذ بیکار روی میز

حتی برای شعر ندارم  دل و دماغ

پر کرده است خلوت پاییزی مرا

یک گربه پشت پنجره یک صبح پر کلاغ

دورم من از تو :ماهی دور از زلال آب

دور از تو ام:پرنده ی دور از هوای باغ

سرد است خانه منتظرم تا بیاورد

از تو کلاغ قصه خبرهای داغ داغ

من در کدام لحظه به چشم تو می رسم؟

تو در کدام  ثانیه می افتی اتفاق؟!

 

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 320

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

یک جفت کفش قرمز کوچک

یک کیف صورتی

این دستخط درهم بازیگوش

با جمله های ناقص زیبا

رنگین کمانی از گل و پروانه و درخت

در آسمان دفتر نقاشی اش رها

این ها

دنیای شاد طفل دبستانی من است!


زیبای خفته ام!

تنها

یک بوسه وقت خواب

      مهتاب

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/10/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 269

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

پرواز

**

از رفتنت دهان همه باز....

انگار گفته بودند:

پرواز!

پرواز!

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1386/8/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل چهارم, | بازديد : 155

صفحه قبل 1 صفحه بعد