تبلیغات اینترنتیclose
در محفل انس منزل پنجم
پیچک ( انسیه موسویان)
شعر و ادب پارسی

انسیه

        حالا فقط مانده باد بیاید حواس روسری ام را پرت کند  .....  انسیه موسویان

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تو آمدی که شب از چشمهای من برود

سپیده سر بزند...خستگی ز تن برود

پرنده ای که اسیر شکسته بالی بود

به اشتیاق  تو  تا اوج  پر زدن  برود

تو آمدی که به یمن تو شعر ناقص من

به اوج قله ی زیبایی سخن برود

به روی سینه ی من سر نهاده ای و مباد

که عطر موی تو از ذهن پیرهن برود

نمی گشایم اگر لب زلب...نمی خواهم

که طعم بوسه ی ناب تو از دهن برود

تو شوق رویش باغی که بی تبسم تو

شکوفه دم نزند...عطر نسترن برود

من آمدم که تو را خط به خط ترانه کنم

تو آمدی که شب از چشمهای من برود

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/5/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 287

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چشم هایت

**

چرا این ستاره ها

قدری پایین تر نمی آیند

تا خواب های مرا روشن کنند؟

و مهتاب، دیگر

کابوس هایم را

بدرقه نمی کند

با لبخند سپیدِ همیشه اش؟

چاره ای نیست

باید

چشم های تو را بدزدم

از شب!

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/5/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 165

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

راز     

**                                   

ماهیگیر رفته است

به سفری دور

بی قایق

بی تور...

پری کوچک دریایی

نی لبکش را به ساحل می اندازد

و به خواب می رود

بی هیچ بوسه ای...

تمام شب

آوازی غمگین می خوانَد دریا

تمام شب

رازی

دهان به دهان می گردد

بین گوش ماهی ها...


 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/5/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 232

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

کودکی

**


داشتم برای عروسکهایم لباس می دوختم

داشتم با ابرها قصه می ساختم

و لالایی می خواندم

برای گلهای باغچه

گنجشک  مرده ام را که خاک کردم

تو

سوار بر دوچرخه ای قدیمی

از کوچه گذشتی

و برایم دست تکان دادی...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/4/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نام تو

 **

از تو می خوانم

و چکاوکی خاموش

 که در گلویم  لانه کرده بود

آواز از سر می گیرد

از تو می نویسم

و ابرها در آغوشم می گیرند

خیس شعر است

پیراهنم

تنم!

لبخند که بزنی

در قاب شعری تازه

کلمات سرگردان

کنار نامت

آرام می گیرند.

 

 انسیه موسویان

 http://ensiye.persianblog.ir/1389/3/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 232

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

شب

**

شب ١

 

و انگشتان کوچک تو
 بزرگ ترین رازهای جهان را

 با من
 در میان نهادند
 خط به خط
 رنگ در رنگ...

 دیگر از شب نترس
 خورشید نقاشی ات را

 بزرگ تر بکش
 با موهای طلایی تر
 من هم

در پرسه های شبانگاهم
 دامنم را

 از ستاره انباشته ام
 تا خوابهای تو را روشن کنم

 از شب نترس
 و یادت باشد
 نام کوچک تو
 «مهتاب»
 است

 

شب ٢

 

من

شعر می گویم و شام می پزم
 تو

 خورشید نقاشی ات را رنگ می زنی
 تند تند
و پدر

  خبر تنظیم می کند
 برای روزنامه های تاریک...

 می ترسم
 بوسه های بی قرار
 فراموشمان کنند

 

 انسیه موسویان

http://ensiye-mousavian.iran.sc/sitemap

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 125

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بوسه ی بی قرار

 

باران خوش بهار بر لبهایم!

پژمرده شدم...ببار بر لبهایم

من منتظرم بیا و آرام بگیر

ای بوسه ی بی قرار! بر لبهایم

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/1/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 129

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

می خواهم درس بخوانم

نمی گذارند

در صدایم پنهان می شوند

با لبهایم

می خندند

           می بوسند

دست در گردنم می اندازند

         می گریند...


نمی گذارند

نمی گذارند

این شعرهای لجوج!

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1389/1/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 130

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

پرسش

**

گلوی من

ابری ترین تکه ی آسمان است

اما به من بگو

باران چرا همیشه

از چشم های تو

آغاز می شود؟

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/12/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 121

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دعا کن برایم...

**

دعا می کنم چشم های نجیبت

پر از خواب نیلوفر و چشمه باشد

و رویای دریا و جنگل ببیند

دعا می کنم دستهای تو چون رود

فقط مهربانی ببخشد

طراوت بچیند

دعا می کنم در بهاری که می آید از راه

شکوفا ترین شاخه باشی

بخندی

ببالی

در آغوش خورشید

دعا می کنم تا...

معطر به نامت شود ربنایم

تو هم ای همه مهربانی!

دعا کن برایم...

 

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/12/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دلتنگی
 

**


این چای سرد از دهان افتاده ی کمرنگ

این دفتر دلتنگ....

سرگیجه ی ساعت

این خود نویس سبز کم طاقت...

سر می رود از واژه ها اندوه پنهانم

تو نیستی؛

من شعرهایم را برای باد می خوانم....


 

  انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 222

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چند طرح

 **

  


«غبطه»

 قصیده‌ای

 پر موج و خوش آهنگ

با ردیف پریشان .

غبطه می‌خورم به باد

پیچیده در موهایت

  

«طرح»

 

«ماه» می‌شوی

ابرها را که از صورتت کنار بزنی

خورشید من!

  

«ابر»

 

این شعرهای خیس را

بر من مگیر.

ابری که در گلویم بود

شاعر شده است!

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1388/10/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل پنجم, | بازديد : 141

صفحه قبل 1 صفحه بعد