تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( انسیه موسویان)
پیچک ( انسیه موسویان)
شعر و ادب پارسی

انسیه

        حالا فقط مانده باد بیاید حواس روسری ام را پرت کند  .....  انسیه موسویان

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وقتی صدای خسته ی گنجشک کوچکی

در قار قار وحشی صدها کلاغ پير

از ياد می رود

وقتی که شوق رويش يک دانه

وقتی خيال سبز جوانه

در ازدحام زرد علفهای هرز باغ

از ذهن خاک نيز فراموش می شود

وقتی که در هجوم شب و ابر های تار

سوسوی ماه غم زده  خاموش می شود

از من مخواه آينه باشم

                                سپيد و پاک

بگذار سايه ای شوم از زندگی تهی

بگذار گم شود نفسم

                             در عميق خاک....

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/6/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 200

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

ستاره چشمک می زنه

ميگه که شب رسيده

شب شده اما هنوزم

دنيا پر از اميده

 

پلکای خستتو ببند

بشين رو بال ابرا

سهم تو روشناييه

نه تاريکيه  شبها

 

پلکای خستتو ببند

خواب سحر ببينی

خواب بهار و آينه

خواب گل و شيرينی

 

خوابای خوبتو بگو

تا که بشن شعر من

پرنده شن پر بزنن

تو آسمون روشن

 

خدا کنه سياه نشه

خوابای رنگارنگت

بلور اشکی نشينه

تو چشمای قشنگت

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/5/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 129

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

گنجشکهای شلوغ

باغچه های ساکت

و باد

باد

که بر نمی خيزد

به تکان برگی...

درختان ملول

عابران يکدست

و من

به انتظار طلوع معجزه ای

از آسمان بن بست

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/5/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 86

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بالهای ناتمام من

کوچه های ابر را دويده اند

تا ستاره های دور کهکشان پريده اند

تا کجا ادامه دارد اين سفر؟

بالهای ناتمام من

کی به انتهای راه می رسند؟

ای که از ستاره های کهکشان فراتری

از نسيم رهگذر رهاتری

يا مسير ديگری به من نشان بده

يا برای پرکشيدنم

بالهای خسته مرا تکان بده...

 

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/4/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 97

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مهربانا!عاشقانه سر بنه بر دامنم

تا که مدهوشت کند عطر گل پيراهنم

چيست اين احساس سر سبز بهارآور بگو

شاخه های نسترن يا دست تو بر گردنم؟

از تب عشق تو چون خورشيدمی سوزم بخوان

راز اين دلداد  گی را در نگاه روشنم

آنکه می خواند مرا در خلوت شبها تويی

اينکه می بويد تو را در عطر شب بوها منم

در هجوم بيکسی تنها تو با من دوست باش

چون تو باشی گو تمام خلق باشد دشمنم

تشنه نوشيدن آوازهايت مانده ام

کی می آيی از غزل باران بباری بر تنم؟!

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/4/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 280

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اين هم شعری برای مهتاب:

 

**

به جستجوی برگی در باد

بال پروانه ای

عطر گلی

اين تويی؟

يا چهار سالگی من؟

قاصدکها نشسته اند

بر گلهای دامنت

برگها

نفس می کشند هنوز

و حال گنجشکها خوب است

...

حالا ستاره ها

سر می گذارند

بر بالشم

لالايی شبانه را

  امشب

تو بخوان

   مهتاب!

 

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/3/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 113

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

يک شاخه ياس

در گلدانی کوچک

 مقابلت

            همين.

 

هر جا كه هستی

می توانی از بهار

                 سرشار باشي...

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/2/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 191

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بهار آمد و سر زد به آشيانه ي من

شكوفه كرد غزلهاي عاشقانه ي من

نسيم آمد و گل زد به تار گيسويم

از آب و آينه سر شار شد ترانه ي من

گذشت تلخي شبهاي سرد و جانفرسا

رسيد روشني دل چراغ خانه ي من

زلال روشن آوازهاي او جان داد

به بي قراري احساس كودكانه من

بخوان ترانه قناري كه بعد آمدنش

بهار آمد و گل داد ياس خانه ي من

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1384/1/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل دوم, | بازديد : 200

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

 كبو ترانه 

   

پر است خلوتم از ياد عاشقانه ي او

  گرفته  باز  دل  كوچكم بهانه ي او

 مسافران  همه  رفتند و باز جا ماندم

 كدام جاده مرا مي برد به خانه ي او ؟

در اشتياق زيارت به خواب مي بينم

   كبوترانه  نشستم  بر  آستانه  او

من و  دو بال شكسته من ودو دست نياز 

چگونه  پر  بكشم  سمت  آشيانه ي او ؟

غروب  ابري  پاييز  مي چكد  در  من

پرم ز هق هق باران كجاست شانه ي او؟


 

  انسیه موسویان 

http://ensiye.persianblog.ir/1383/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل اول, | بازديد : 193

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اسفند!

 اي قاصد بهار!

 اي در تو آب وآينه وسبزه بي شمار!

 با ما بگو بهار

 چرا دير كرده است؟

 

انسیه موسویان

 

  ***

 

 باران بي بهانه ي اسفند

 يك چند

 باريد بر نگاه مه آلود كوچه ها

 از روشني سرود

 از آفتاب گفت

 ناگاه در زلالي آن آسمان شكفت!

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1383/11/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل اول, | بازديد : 185

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آتش نشسته بر در وديوار خانه ها
 
باران ! ببار  بر  تب تند جوانه ها

 نم نم ببار واز دل پر غصه ات بخوان

 بگذار غمگنانه سرت را به شانه ها
 
كو آن صداي جرجر تو تا كه بشكفد

بر پشت بام خانه ي هاجر ترانه ها؟

حالا سكوت مانده وجاري نمي شود

آوازهاي پر تپش  رود خانه  ها

يك جرعه از زلال تو كافي ست تا شود

لبريز از طراوت گل  آشيانه  ها

يك روز مي رسي تو واز شوق ديدنت

گل مي كند به دفتر من عاشقانه ها

                                                                                        

 انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1383/9/

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل اول, | بازديد : 177

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

باران باريده بود شايد

وباد

چرخيده بود

 لابه لای گيسوان خيس تو

فرشته ای شايد

 بالی تکانده بود

 در ملکوت

وگرنه

 خدايا!

عطر محبوبه های شب را

 باد

 از کجا دزديده بود؟

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1383/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : در محفل انس منزل اول, | بازديد : 167